قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1664
تاريخ الفي ( فارسى )
گريخته روى به خوارزم نهاد . حاكم خوارزم به استقبال او بيرون آمده ظاهرا كمال تعظيم و اكرام او به جاى آورد ، آخر الأمر ، چون ديد همراه رافع جماعتى قليل ماندهاند با او غدر كرده او را بكشت « 1 » و سرش را پيش عمرو ليث فرستاد و عمرو آن را به بغداد فرستاد . و از تاريخ ابن كثير شامى چنين معلوم مىشود كه قاتل رافع بن هرثمه عمرو ليث بوده است « 2 » . على اىّ حال چون در محرّم سال دويست و هفتاد و چهارم از رحلت خير البشر ، سر رافع بن هرثمه به بغداد رسيد خليفه فرمود تا چند روز آن سر را در جانب شرقى بغداد و چندگاه به جانب غربى آن شهر آويختند « 3 » . و در اين سال در شهر مصر هوا به مرتبهاى سرخى پيدا كرد كه همهچيز سرخ مىنمود و مردم از اين حال ترسيده از شهر بيرون رفتند و دست به دعا و تضرّع برآورده از حقّ ، سبحانه و تعالى ، رفع آن بليّت مسئلت نمودند تا حقّ ، سبحانه و تعالى ، آن بليّه را از ايشان برداشت . و از جملهء وقايع اين سال آنكه هر شب در قصر معتضد شخصى به صور مختلفه ظاهر مىشد ، چنانچه گاهى با محاسن سفيد به وضع رهبانان خود را به معتضد مىنمود و گاهى به صورت جوانى خوشصورت جلوهگر مىشد و بعضى اوقات به هيئت بازرگانان ظهور مىكرد و گاهى با تيغ آخته به وضع سپاهيان در نظر مىآمد و بعضى از خدم حرم معتضد را مىزد . و اين قضيّه در ميان خاص و عام اشتهار يافت . بعضى گفتند كه اين شيطان است كه قصد ايذاى معتضد دارد ، و بعضى مىگفتند كه اين يكى از صلحاى زمان است كه مىخواهد معتضد را از افعال ذميمه باز دارد . القصّه ، هركس در باب او چيزى مىگفت و معتضد هرچند در باب گرفتن او سعى مىنمود ميسّر نمىشد و هرچند كه حافظان و حارسان و كاهنان و ساحران دور قصر نگاه مىداشت و از جهت ضبط ، ديوارهاى دار الخلافه را بلند مىساخت فايده نمىداد . و قريب به بيست سال ، بلكه بيشتر ، هر شب اين صورت به وقوع مىانجاميد تا آنكه در زمان خلافت المقتدر باللّه لشكرى از بغداد به جنگ روم و حراست شهر طرسوس فرستاد و جمعى كثير از خدمتكاران حرم از خواجهسرايان نيز با آن مردم همراه كرد . چون اين لشكر از بغداد بيرون آمدند من بعد ، از آن شخص اثرى ظاهر نشد . آخر معلوم شد كه يكى از خواجهسرايان معتضد بود كه به يكى از كنيزان خاصهء او عاشق شده بود . چون ديدن آن كنيزك او را ميسّر نشده بود دست به دامن
--> ( 1 ) . در هفتم شوّال سال دويست و هشتاد و سه هجرى . ( 2 ) . علاوه بر طبرى و ابن أثير ، در تاريخ طبرستان ( ص 192 ) و تاريخ سيستان ( ص 252 به بعد ) كشته شدن رافع به دست امير خوارزم قيد شده است . ( 3 ) . خليفه به پاداش اين خدمت ، حكومت رى را به عمرو ليث عطا كرد . و عمرو ليث امارت ماوراء النهر را نيز از خليفه طلب داشت و به خليفه نوشت : « اگر ندهد ، ناچار من اسماعيل بن محمّد را بركنم . » ؛ - تاريخ سيستان ، ص 254 .